دق

خرید بک لینک
بچه که بودم بیشتر با مردم معاشرت میکردم

بعضی وقتا حسودی میکنم به دوستام که خانوادشون شلوغه

عمو دارن عمه دارم پسر عمو دختر عمو

یکیشون میگفت هر جمعه همشون جمع میشن خونه بابابزرگش و روزو باهم سپری میکنن

تنهایی ادمو افسرده میکنه

اینکه چرا کم حرف میزنم البته دلیل افسرده بودن نیست

دلیلش اینکه دلیلی واسه حرف زدن ندارم

حوصله شر و ور گفتنو ندارم

چی بگم....

ولش

گفتن این حرفا دردیو از من دوا نمیکنه

تو جامعه ای زندگی میکنم که اسمش اسلامیه ولی از زمین تا اسمون فاصله داره ازش

تو جامعه ای که عقد موقت رو بد میدونن

در صورتی که بهترین راهه واسه جوانایی که راهی ندارن

خیلی چیزا رو دوست ندارم بگم

ولی اگه نگم دق میکنم.....

دشوار...

ما را در سایت دشوار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 2:56

صفحه بندی